درباره حافظ و غزل او سخن بسیار گفته اند؛ شاید بسی بیش از دیگر سخنوران زبان فارسی. علت این امر را می توان در اشعار چند پهلو و سرشار از ابهام و رمز و راز او بازجست. از این رو، یکی حافظ را عارفی وارسته می نامد که تمامی اشاراتش تاویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می پندارد که هر لحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تاویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تاویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تاویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت های متعددی همچون رند، پیر مغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست که برای برخی از آن ها در پاره ای از آثار، معادل های تاریخی نیز معرفی شده و بعضی پژوهشگران کوشیده اند، اثبات کنند که هر یک از این شخصیت ها در عصر حافظ یا پیش از او، وجود حقیقی و خارجی داشته اند. غور در حال و هوای شعر حافظ، این پرسش را به ذهن می آورد که آیا می توان هریک از این شخصیت ها را لایه های پنهان ضمیر حافظ دانست که من خودآگاه او بر آن است، تا با شناخت این لایه های پنهان ناخودآگاه و ایجاد تعادل و سازگاری میان آن ها، به خودشناسی و کمال دست یابد؟ در این پژوهش با بهره گیری از دیدگاهی که در روانشناسی تحلیلی درباره صور ازلی ضمیر ناخودآگاه جمعی مطرح شده است، درصدد یافتن پاسخی برای این پرسش بوده ایم، تا به افقی نو در تحلیل اشعار حافظ دست یابیم.